این سایت در حال ساخت است و به‌صورت آزمایشی کار می‌کند.
ططرحواره

استحقاق / بزرگ‌منشی

حوزه‌ی محدودیت‌های مختل

باور به برتر بودن و اینکه قواعد معمول برای تو صدق نمی‌کند.

تعریف

باور به اینکه محقِ امتیاز ویژه‌ای، یا مستثنا از قواعدی هستی که برای بقیه صدق می‌کند، یا مجازی هرچه می‌خواهی را بگیری بدون توجه به هزینه‌اش برای دیگران. یانگ دو شکل برای آن می‌شناسد: شکلِ لوس‌شده (ناشی از بی‌مرزی) و شکلِ جبرانی و شکننده (پوششی برای شرم و محرومیت زیرین).

ریشه‌های رشدی

خانواده‌ای بدون مرز و محدودیت که هر خواسته را برآورده می‌کرد، یا برعکس، محرومیت و تحقیر شدیدی که بعدها با برتری‌جویی جبران شد.

باورهای مرکزی

«قانون برای آدم‌های معمولی است»، «حقم بیشتر از این‌هاست»، «نباید منتظر بمانم».

نشانه‌های رایج

بی‌صبری، خشم هنگام «نه» شنیدن، رقابت‌جویی و برتری‌طلبی، دشواری در همدلی و دیدگاه‌گیری، زیر پا گذاشتن نوبت و قرار و قانون، تحمل نکردن محدودیت.

سبک‌های مقابله‌ای

  • تسلیم: رفتار متوقعانه و نادیده گرفتن قواعد و نیازهای دیگران.
  • اجتناب: دوری از موقعیت‌هایی که در آن‌ها معمولی یا متوسط به نظر می‌رسی.
  • جبران افراطی: فروتنی و خودکم‌بینی نمایشی، یا تسلیم افراطی در برابر دیگران.

در رابطه و کار

دیگران به‌تدریج فاصله می‌گیرند، در حالی که خودِ فرد احساس بی‌انصافی می‌کند؛ در کار به‌شکل تعارض با تیم، بی‌اعتنایی به فرایندها و بی‌ثباتی شغلی دیده می‌شود.

طرحواره‌های هم‌پوشان

خویشتن‌داری ناکافی، نقص/شرم (در شکل جبرانی)، محرومیت هیجانی.

مسیر تغییر

تمرین دیدگاه‌گیری و همدلی مشخص (نه کلی)، محاسبه‌ی هزینه‌ی بلندمدت این رفتار برای روابط و اعتبار، پایبندی عملی به توافق‌های کوچک، پذیرش متقابل بودن روابط، و شناسایی شرم یا محرومیتی که زیر برتری‌جویی پنهان است.

آخرین بازبینی: ۳ مهر ۱۴۰۵

منابع

  • Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner's Guide. Guilford Press.
  • Young, J. E. (2005). Young Schema Questionnaire – Short Form 3 (YSQ-S3).
  • Arntz, A., & Jacob, G. (2013). Schema Therapy in Practice. Wiley-Blackwell.

این متن آموزشی است و جای ارزیابی، تشخیص یا درمان توسط روان‌شناس یا روان‌پزشک را نمی‌گیرد.

یک روز معمولی با این طرحواره

در صف هستی و صف تکان نمی‌خورد. پنج دقیقه. بعد یک حس داغ بالا می‌آید — نه دلخوری، چیزی نزدیک به توهین.

می‌روی جلو و توضیح می‌دهی که عجله داری. واقعاً هم داری. کسی که پشت پیشخوان است می‌گوید باید منتظر بمانی و همین جمله، روزت را خراب می‌کند.

شب برای کسی تعریف می‌کنی و می‌بینی واکنشش آن چیزی نیست که انتظار داشتی. یک جای ماجرا را نمی‌بیند، یا شاید یک جای ماجرا را تو نمی‌بینی.

بیرون، این الگو شبیه اعتماد به نفس است. درون، اغلب چیز دیگری است: هر «نه» شبیه یک تحقیر شنیده می‌شود، و همین است که واکنش را این‌قدر بزرگ می‌کند.

سوال‌های پرتکرار

تفاوت این طرحواره با اعتماد به نفس سالم چیست؟
اعتماد به نفس، «نه» شنیدن را تحمل می‌کند و محدودیت را توهین نمی‌بیند. اینجا محدودیت شبیه بی‌احترامی تجربه می‌شود. نشانه‌ی روشنش، شدت واکنش است: آدمی با اعتماد به نفس ناراحت می‌شود، اینجا خشم می‌آید.
آیا این یعنی خودشیفتگی؟
نه لزوماً. خودشیفتگی یک تشخیص بالینی با معیارهای مشخص است؛ این یک الگوی فکری است که خیلی‌ها به‌درجات مختلف دارند. یانگ خودش دو شکل قائل است: شکل لوس‌شده که از بی‌مرزی می‌آید، و شکل جبرانی که پوششی برای شرم زیرین است.
چطور بفهمم کدام شکلش را دارم؟
به این نگاه کن که وقتی امتیاز ویژه‌ات را از دست می‌دهی چه حسی می‌ماند. اگر فقط عصبانیت است، احتمالاً شکل لوس‌شده است. اگر زیر عصبانیت یک حس کوچک‌شدن و شرم هم هست، احتمالاً جبرانی است و کار اصلی روی آن شرم زیرین انجام می‌شود.
چرا باید تغییرش بدهم؟
معمولاً هزینه‌اش را رابطه‌ها می‌پردازند نه خودت، و همین دیر متوجه شدن را طبیعی می‌کند. آدم‌ها به‌مرور فاصله می‌گیرند و دلیلش را نمی‌گویند. تمرین اصلی، دیدگاه‌گیری است: اینکه پیش از واکنش، یک لحظه از چشم طرف مقابل نگاه کنی.

این طرحواره در تو چقدر فعال است؟

تست رایگان با یک سوال برای هر طرحواره، درصد هر ۱۸ طرحواره را همان لحظه نشان می‌دهد.

طرحواره‌های دیگر همین حوزه